اگر بخواهم پيش از هر شرح تفضيلي، شعر حافظ را معرفي کنم، تصورم چنين است: شعر حافظ تعبير و تصوير موجز حادثه‌هايي است که تحت تاثير انگيزه‌هاي بيروني و عيني و يا انگيزه‌هاي دروني و ذهني، در ذهن انساني که به مقام برزخي خويش در ميان حقيقت و واقعيت شعور بالفعل، و به حفظ تعادل انسان در اين مقام اصرار دارد، برانگيخته مي‌شود.
بر اساس اين تعريف، صورت و معني شعر حافظ را نمي‌توان به دقت تجزيه و تحليل کرد مگر آن که ابتدا نظرگاه حافظ را نسبت به انسان و تقدير و جايگاه در عالم هستي دريابيم و ساختار و متاع البيت ذهني را که سبب ساز چنين نظرگاهي است بازشناسيم و آنگاه عناصر اصلي تکوين بخش حادثه‌اي را که تحت تاثير انگيزه‌هاي گوناگون، در چنين ذهني ايجاد مي‌شود نشان دهيم و سرانجام با بررسي تعبير و تصوير حافظ از اين حادثه، هنر وي را ارزيابي کنيم.